![]() |
![]() |
|
| تنهاتر از سکوت |
|
گفتي هرجا دلي شکسته باشد, گفتي هر کجا که اميدي به نيامدن نگاهي نگران باشد .... تو آنجا هستي , تو بهانه هر آهي و مسير هر نگاه ... گفتي هر صبحگاه به طلوع آمدنت خيره شوم , گفتي بر سياهي ابر باران مي شوي و مي باري
|
|
هيچ را با هيچ ميتوان گفت. ولي من، ميخواهم تو را بگويم. که همه چيز هستي و با هيچ چيز نميتوان گفت. پس گفتن را بياموز آنطور که تو را بر خود بگويم. آري. ياد تو مرا با تو همراه ميکند. و نبود نام تو... ميداني. جدايي از تو،...آري. حتي يک لحظه جدايي از تو... . هيچ را با هيچ ميتوان گفت. مرا درياب. و «من» با تو معنا ميشوم. مرا معنا ده. و تو خود، معنا هستي. ... مرا درياب |
|
به قربون بي کسيت... چرا مادر نداري ؟... پنج شنبه ها به روي .. پاي کي سر ميذاري... بابات کجاست عزيزم ؟... برادرت ؟ خواهرت ؟... حرف بزن عزيزم... منم ؟ جاي مادرت .... تو هم عين بچه مي.... بچه بي نشونه ام.... همون که رفت و با خود.... برده گرمي خونه م.... همون که آخرين بار.... وقتي که ترکم مي کرد... نذاشت برم دنبالش... گفت که مامان تو برگرد !.... وقتي رسيدم خونه.... باباي پير مردش... يواشي زير پتو... داشتش گريه مي کردش |
|
آي مردم به خدا من از شما زمينيان اميد بريده ام.... همه ي دنياي تنگ نظري و معشوقه هايتان از آن خودتان....من از شما چيزي نمي خواهم ....اگر حرف من از جنس شما نيست.... مرا بگذاريد و بگذريد
|
|
دلت را موج کن و به دريا بزن،بشکاف دريا را و بي کران ها را درياب که در آن سوي بي کران دريا با يک سبد از گل هاي هميشه منتظر نرگس! انتظارت را مي کشم
|
|
همه جادهاي دل را پر عطر ياس كردم...............كه تو از سفر بيايي به تو التماس كردم
|
|
همه زندگي برايت غرل و ترانه گفتم................زخيال سبز رنگت بخدا شبي نخفتم
|
|
شب و روز من تو بودي گل هميشه بهارم.......................دلم از تو جان گرفته به خدا در انتظارم
|
|
همه شب به خاطر تو لب پنجره نشستم......................كه تو را ببينم اما زفراق تو شكستم
|
|
تو بهانه قشنگي كه هميشه زنده باشم................به هواي ديدن تو پر شعر تازه باشم
|
|
دل منتظر است كه بهار آيد امشب......... بر درد تو هم قرار آيد امشب..........من چشم به راه مي نشينم شايد........... آدينه انتظار آيد امشب
|
dad az ghame tanhai |
|
تو آبى درياها را در عرصه اميد وسعت مىبخشى ; اكنون اميد آن دارم كه اى موعود از افق مهر پيام الله اكبرت را بشنوم . آرى بيا و راهنماى ما در بيراهههاى ظلمتباش تا به سلامتبه دهكده عرفان قدم بگذاريم . اى راهب عشق در كوير انتظار! راه رسيدنت را به كبوتران گم گشته نشان بده
|
|
از آن زمان كه ساحل ايمان، در اقيانوس ظلمت محو شد، تو با غربتى تنها به قعر آبىها سفر كردى و نگفتى كه چه وقت فراقت به پايان مىرسد و چه موقع پرستوى دل، آمدن تو را نغمه سر مىدهد .
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
هيچ وقت شعار نداده ام......
که به زور لبخند بزن بعضي وقتها بايد تا نهايت ارامش گريست! انگاه تبسمت زيباتر از رنگين کمان بعد از باران خواهد شد!!! وقتي به دنيا آمدم آنقدر جا خوردم که تا دو سال قدرت حرف زدن نداشتم! جلوي من قدم بر ندار شايد نتوانم دنبالت بيايم. پشت سرم راه نرو شايد نتوانم رهرو خوبي باشم کنارم راه بيا و دوستم داشته باش. مي دوني قشنگي راه رفتن زير بارون چيه اين که هيچ کس نمي تونه اشکاتو ببين |
| پیوندها |
|
شهر آرزوها خاطره سکوت سرد بیتای آرام خاطرات سوخته ..... عشق زمینی عاشقانه عشق یاس13 و نانا یه جزیره بی تو میمیرم در جاده تنهایی سمانه جان خاسته 1 عاشق |
|
RSS
|