![]() |
![]() |
|
| تنهاتر از سکوت |
|
تويي بهانهي آن ابرها كه ميگريند.....بيا كه صاف شود اين هواي باراني
********************************************************************* بر كنار پنجره سبز انتظار نشستهام. آسمان دلم ابرى است و شوره زار وجودم تشنهلب، گويا مدتهاست كه ترنم زيباى باران را در خود حس نكرده است . مىخواهم ببارم و سوار بر مركب زيباى اشك ، تنها عصاره خالص خلقت ، اوج گيرم تا با او بگويم: معبود من! چقدر زيباست در كوير سوزان زندگى تنها و بىكس در مقابل تو شكستن و سر بر سجده نياز نهادن، با يك اقيانوس فقر و يك سبد خلوص
|
|
نه آن اندازه مظلومم که نوایت را با دل شکسته ام
|
|
پنج عامل مهم وجود دارد كه شما را به يكديگر پيوند مديدهد و ارتباط شما استوار مي سازد
1- شناخت 2- ايمان 3-اعتماد 4-تعهد 5-صميميت نبايد هيچ كدام از اين پنج عامل از نظر اهميت جا به جا شوند يا به يكي بيش از ديگري اهميت دهي |
|
من از رنگ قرمز اسمان مي ترسم
من از قهر پروردگار من از خشم روزگار مي ترسم از واژه هاي تلخ از واژه هاي پوچ و سبک و ارزان قيمت هراسي ندارم ترس من از رنگ سياه ترانه ها است ترس من از طوفاني است که در راه است من اخرين دکه اين بازار ورشکسته ام |
|
در بيكران دور بر روي سنگ سفت گور با جوهر سرشك
با خط سرنوشت خطي نوشته بود ارامگاه عشق |
|
زندگي را دوست دارم نه در قفس
|
|
|
|
کاش در دهکده عشق فراواني بود توي بازار صداقت کمي ارزاني بود کاش به حرمت دلهاي مسافر هر شب روي شفافترين خاطره باراني بود کاش اگرگاه کمي لطف به هم مي کرديم مختصر بود ولي ساده وپنهاني بود
|
|
بوسههايم را قاصدان کوچک برايت خواهند آورد، بدانها گفتم که به تو بگويند به قاصدهاي کوچک اعتماد کني، چه محرم رازمان خواهند بود؛ که اينان قاصدان اشک و شوق تمام آناني بودهاند که چون من و تو عاشقانه در انتظار زيستهاند
|
|
نرو !!
تنهايم نذار ، من رفتن و ترک کردن کسي که دوست دارم را ندارم من حسرت کشيدن و دوري و اشک ريختن چشمهايم را نمي توانم فراموش کنم مي گويي برميگردم و من نميگويم تو دروغ ميگويي ولي من به روزگاز اعتماد ندارم در لحظه اي که فراموشم کردي بدان که من ديگر نميتوانم زندگي را ادامه دهم ! |
|
مي گفت عا شقم، دوستش دارم و بدون او هيچم و براي او زنده هستم... او رفت و تنها ماند ....زندگي کرد و معشوق را فراموش کرد... از او پرسيدم از عشق چه مي داني ؟ برايم از عشق بگو....گفت:عشق اتفاق است بايد بشيني تا بيفتد!!!گفت: عشق آسو دگيست, خيال است... خيالي خوش...گفت:ماندن است ....فرو رفتن در خود است....گفت:خواستن و گرفتن و براي خود کردن است....گفت: عشق ساده ست ، همين جاست دم دست و دنيا پر شده از عشقهاي زود....گفت: عشق دروغي بيش نيست....
|
|
يقين دارم که مي آيي و از بين خواهي برد تمام فاصله ها را،تو مي آيي و شب را مي شکني، بيــا تا بين لب و لبـخند فاصله نبـاشد. بيــا که همه عاشـقان منتـظر تو هسـتند
|
|
مي خوام بگم چه وقتهايي كه آرزوي ديدنت رو كردم ولي نديدمت ! چه جاهايي كه كه اميد ديدنت رو داشتم اما باز نديدمت ! چه صحبتها و عهدها كه با تو بستم بدون اينكه حتي صدايت را بشنوم ! چه جمعه ها كه صبح هاشو با انتظار سر كردم و غروباشو با حسرت نيومدنت ! تا كي پريشونت باشم ؟ تا كي انتظار ؟
|
|
مي دونم كه اگه گناهي كنم
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
هيچ وقت شعار نداده ام......
که به زور لبخند بزن بعضي وقتها بايد تا نهايت ارامش گريست! انگاه تبسمت زيباتر از رنگين کمان بعد از باران خواهد شد!!! وقتي به دنيا آمدم آنقدر جا خوردم که تا دو سال قدرت حرف زدن نداشتم! جلوي من قدم بر ندار شايد نتوانم دنبالت بيايم. پشت سرم راه نرو شايد نتوانم رهرو خوبي باشم کنارم راه بيا و دوستم داشته باش. مي دوني قشنگي راه رفتن زير بارون چيه اين که هيچ کس نمي تونه اشکاتو ببين |
| پیوندها |
|
شهر آرزوها خاطره سکوت سرد بیتای آرام خاطرات سوخته ..... عشق زمینی عاشقانه عشق یاس13 و نانا یه جزیره بی تو میمیرم در جاده تنهایی سمانه جان خاسته 1 عاشق |
|
RSS
|