![]() |
![]() |
|
| تنهاتر از سکوت |
|
هنگامي كه در چشمانت مي نگرم
هنگامي كه در چشمانت مي نگرم غمهاي جهان را يكسره از ياد ميبرم و هنگامي كه مرا در آغوش عشق ؛ ميگيري احساس ميكنم بجز تو كسي را دوست ندارم ؛ وقتي كه گريه ميكنم تو را در ميان اشكهايم ؛ ميبينم . ولي اشكهايم را پاك ميكنم تا كسي ؛ تو را نبيند.
در سکوت سپيد کاغذ ها ، پنجه هايم جرقه ميکارد.. شعر ديوانه تب آلودم شرمگين از شيار خواهش ها.. پيکرش را دوباره ميسوزد عطش جاودان آتش ها.. آري آغاز دوست داشتن است گرچه پايان راه ناپيداست؛ من به پايان دگر نينديشم که همين دوست داشتن زيباست..
اکنون دستهاي من تنها جاي خالي تو را لمس مي کند.. ومن بالشم را مي بوسم ..چرا که چهره تو را در آن بسيار نزديک به خود ميبينم..تو را رها ميسازم اما در قلبم تا ابد تو را حفظ خواهم کردوچرا که قلب من تنها جاييست که مي توانم تو را بسيار نزديک به خود حس کنم.. امشب از آن ماست اما اگر فردا هر گز نياييد نگران نباش ، دنيا تنها آن زمان پا بر جاست که من و تو تنها به يک اندازه بهم نزديک هستيم، امشب از آن ماست ؛ اما آن زمان که تو ديگر اينجا نيستي خاطره عشق تو هم چنان باقي خواهد ماند چرا که تو همواره ، همواره در کنار من باقي خواهي ماند |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
هيچ وقت شعار نداده ام......
که به زور لبخند بزن بعضي وقتها بايد تا نهايت ارامش گريست! انگاه تبسمت زيباتر از رنگين کمان بعد از باران خواهد شد!!! وقتي به دنيا آمدم آنقدر جا خوردم که تا دو سال قدرت حرف زدن نداشتم! جلوي من قدم بر ندار شايد نتوانم دنبالت بيايم. پشت سرم راه نرو شايد نتوانم رهرو خوبي باشم کنارم راه بيا و دوستم داشته باش. مي دوني قشنگي راه رفتن زير بارون چيه اين که هيچ کس نمي تونه اشکاتو ببين |
| پیوندها |
|
شهر آرزوها خاطره سکوت سرد بیتای آرام خاطرات سوخته ..... عشق زمینی عاشقانه عشق یاس13 و نانا یه جزیره بی تو میمیرم در جاده تنهایی سمانه جان خاسته 1 عاشق |
|
RSS
|